أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
474
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و گفت : يا معشر قريش محمّد اينجا رسيد با لشكرى كه هيچكس قوّت آن ندارد ، گفتند : پس ما را تدبير چيست ؟ - گفت : رسول فرمود كه : هر كه در سراى من شود أيمن است ، و هر كه در مسجد الحرام شود أيمن است ، آنگه حكيم بن حزام و بديل ورقا بيامدند و اسلام بياوردند و بيعت كردند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ايشان را بفرستاد تا مردم را دعوت كنند و با اسلام خوانند و بگويند كه : هر كه در اعلاى مكّه در سراى ابو سفيان شود أيمن است ، و هر كه در زير مكّه در سراى حكيم بن حزام شود أيمن است ، و هر كه در ميان مكّه در مسجد الحرام شود أيمن است ، برفتند و اين بگفتند . آنگه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رايت بسعد عبادهء أنصارى داد و او رئيس أنصاريان بود تا در مكّه بود و او رايت را بستد و ميبرد و ميگفت : اليوم يوم الملحمة اليوم تسبى الحرمة ، عبّاس بشنيد و بيامد و رسول را گفت : ترسم كه امروز سعد را بر قريش صولتى و اثرى باشد كه عار آن بر ما بماند ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم على را گفت : رايت ازو بستان و تو در مكّه بر ، على رايت بستد و در مكّه برد چون بدر سراى پدر خود رسيد أمّ هانى در آنجا بود وى را گفتند كه : جماعتى از كافران بحمايت أمّ هانى شدهاند ، على عليه السّلام روى پوشيده داشت و ترك بر سر نهاده آواز داد كه : اى اهل اين سراى بيرون كنيد دشمنان خداى را از اين جا ، أمّ هانى خود بيرون آمد و وى را نشناخت گفت : اى جوانمرد من دختر عمّ رسولم و خواهر علىّ بن أبى طالب ؛ مرا حرمتى بدار ، على بار ديگر گفت : كه بيرون كن اينان را از سراى ، أمّ هانى گفت : و اللّه لاشكونّك الى رسول اللّه ؛ بخداى كه شكايت تو با رسول خداى بگويم ، أمير المؤمنين على ترك از سر خود برداشت أمّ هانى برادر خود را ديد بجست و بوسه بر ران و ركاب برادر داد و گفت : اى على چگونه كنم سوگند خوردهام كه شكايت تو با رسول بگويم ؛ گفت : بگوى ، و رسول بوادى اعلى فرود آمده است ، گفت : بيامدم رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در خيمه بود و غسل ميكرد تا در مكّه آيد ، گفتم : يا رسول اللّه ما ذا لقينا اليوم من علىّ ؟ ! چه ديديم امروز از على ؟ ! فاطمه عليها السّلام گفت كه : اى أمّ هانى شرم ندارى كه شكايت على با رسول خداى ميگوئى ؟ ! براى آنكه او دشمنان خداى تعالى را بترسانيد ، رسول خداى بخنديد و گفت : اى أمّ هانى آنان كه در سراى تواند و در حمايت تواند در امان و حمايت مناند لمكانك من علىّ ؛ براى آنكه تو خواهر ويى ، و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفته بود كه :